عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

348

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

27 تجرّع غصص الحلم يطفى ء نار الغضب : غصهّ‌هاى گلوگير بردبارى را در كشيدن آتش خشم را خاموش كردن است . 28 تحرّى الصّدق و تجنّب الكذب أجمل شيمة و أفضل أدب : صدق را تحصيل كردن و از كذب دورى گزيدن زيباترين روش و افزونترين ادب است 29 تأمّل العيب عيب : انديشيدن در عيب عيب است . 30 تهوين الذّنب أعظم من ركوبه : گنه را خوار كردن ( و آن را بجاى آوردن ) بزرگتر از ارتكاب آن گناه است . 31 تعجيل السّراح نجاح : شتاب در كار آسان باعث رستگارى است . 32 تعجيل الاستدراك اصلاح : شتاب براى ادراك كار خدا اصلاح آن است . 33 تدبّروا آيات القران و اعتبروا به فإنهّ أبلغ العبر : آيات قرآن را تدبّر كنيد و به آن پند گيريد كه آن رساترين پندها است . 34 تمييز الباقى من الفانى من أشرف النّظر : سراى آخرت را از دنيا تميز دادن از برترين نظرها است 35 تاج الرّجل عفافه و زينته إنصافه : افسر و اكليل مرد پاكدامنى او و انصافش زيورش مىباشد . 36 تقيّة المؤمن فى قلبه و توبته فى اعترافه : پرهيز و تقواى مؤمن در دلش و توبهء او در اعتراف به زبانش مىباشد . 37 تلويح زلّة العاقل له أمضّ من عتابه : لغزش مرد خرد را بكنايه گفتن براى او از سرزنش كردنش دردناكتر است 38 ترك جواب السفّيه أبلغ جوابه : نادان را جواب ندادن رساترين جواب او مىباشد . 39 توقّوا المعاصى و احبسوا أنفسكم عنها فإنّ الشّقىّ من أطلق فيها عنانه : از گناهان خوددارى كنيد و نفوستان را از آن دربند كشيد زيرا بدبخت كسى است كه عنان خود را در گناهان رها كند 40 تكلّموا تعرفوا فإنّ المرء مخبوء تحت لسانه : سخن گوئيد تا شناخته شويد زيرا كه مرد در زير زبانش پنهان مىباشد ( سخن كه گفت عيب و هنرش پديدار مى گردد . 41 توخّ رضا اللّه و توقّ سخطه و زعزع قلبك بخوفه : براى خوشنودى خدا برادرى كن و از